داشتم همینجوری از سر بیکاری کانالهای تلویزیون رو عوض میکردم دیدم یه برنامه راجع به ما داره میزاره، معتادان به اینترنت. نکته جالب این بود که یه آخوند هم اون وسط بود.دکتر یا مهندسی، چیزی هم نبود. بعد داشت در مورد این مسایل حرف میزد. من با خودم فکر کردم چرا درهر مقوله ایی باید یک آخوند وارد بشه؟ آیا در تمام مسایل دانش و اطلاعات کافی دارند؟ چرا برای بعضیها نظر یک آخوند مهم است؟ حتی اگر نظر تخصصی نباشد. آخوندی که در حوزه درسهایی مربوط به فقه و مسایلی این چنین خوانده آیا به تمام علوم اشراف دارد؟ آیا اینجور برنامهها با واردکردن یک آخوند میخواهند به نوعی به خود مشروعیت بدهند؟ حالا چراآخوندها به خود اجازه میدهند در هر مسئلهایی اظهار نظر کنند؟ آیا مباحثی که میخوانند طوری است که به آنها دانش زیادی در تمام مسایل میدهد؟ پس چرا ما دانشگاهها را تعطیل نمیکنیم وبه جای آنها حوزه نمیسازیم؟ آیا چون آقایان مباحث دینی خواندهاند و از نظر آنها الهی است باید در تمام مسائل دخالت کنند؟ و میتوان گفت مخالفت با آنها به نوعی مخالفت با مسئله دین میشود (هنوز هم میتوان جمله “مگه میشه حاج آقا اشتباه کنه؟” رو بعضی جاها شنید).
کلاً چرا ما ایرانیها تمام مسایل را با هم قاطی میکنیم؟ خصوصاً مسئله دین. به نظرمن این نشان دیندار بودن مردم ما نیست، بلکه نشاد دهنده سطحی بودن دینداری مردم است. زمین فوتبال مقدس است، تشک کشتی مقدس است، در فلان حدیث آمده فلان کار را نکنید یا کی بکنید. کلاً دین به نظر من مربوط خود آدم است و یک چیز شخصیست. اما در جامعهایی مثل ما وقتی دین در تمام مسائل وارد شود، در صورت شکست و عدم موفقیت دین هم در مسئله دخیل است و به نام دین هم خواهد بود. ارزش دین و معنویات یک جامعه که به نوعی باید وجدان آن جامعه باشند بسیار بالا تر از آن است که در تمام مسائل وارد بشود. به احتمال زیاد نتیجه آن جز بیارزش شدن و بازیچه شدن دین ( مثل آنچه در جامعه مشاهده میکنیم) نخواهد بود.
البته این به نظر من از پایین بودن سطح شعور و آگاهی مردم هم هست که برای اکثر کارهایشان نیاز به دین دارند و دین تقریباً جای وجدان و خرد آنها را گرفته. جامعهایی که دین به صورت سطحی ترین شکل وارد تار و پودش شده چیزی جز این نخواهد بود




1 comment
Comments feed for this article
07.8 2008 روی 11:26 ق.ظ
اصلا به تو چه؟!
کسی جایی را تسخیر نکرده. ما تن به تسخیر سپرده ایم.