بعد از اعترافات پالیزدار انتظار داری چه اتفاقی بیفته؟ هیچی…
آقازاداهها همچنان آقازاده هستند. پیش نمازها نمازشان را میخوانند. اسبها هندوانهشان را میخورند. درختها قطع میشوند. سنگها بریده میشوند. هواپیماها سقوط میکنند. پولها خودشان گم میشوند. برق قطع می شود. آب قطع میشود. لاستیکها به فروش میروند. وامها داده میشوند. چای گران میشود. پودر گران میشود. برنج گران میشود. بنزین گران میشود. اوباش در پارک ملت دستگیر میشوند. کتیبهها خراب میشوند.
اما من و تو فکر می کنیم که پامون رفت اونور خط یا نه!
ما منتظریم که دیگری حرکت کند. او هم منتظر است ما حرکت کنیم.
اما ما فراموش میکنیم. ما فراموش میشویم.




4 comments
Comments feed for this article
06.13 2008 روی 10:23 ب.ظ
opium
باور کن من از ان دسته ادم هایی هستم که خودم بلند شدم…خودم شروع کردم!
06.13 2008 روی 10:31 ب.ظ
Atousa
خوب به تو چه!؟
ویوا برززییییییلللللللللللللللللللللل!
06.15 2008 روی 3:59 ب.ظ
horizon
کاملا ً .. برای ما و شما چیزی عوض نشد ، چیز جدیدی نبود، دانسته هایی بود از پیش دانسته ، تنها دلخوشیم از این اعترافات اینه که الاغانی که سر در برف خفته اند کمی هشیار شوند البته اگه در صدد انکار برنیان
06.15 2008 روی 7:35 ب.ظ
lord13
به نظر من تا سطح تفکر جامعه بالا نره حتی اگر همین فردا معلوم بشه تمام اون محفل نشین ها دست شون به خون من و تو آلوده است جواب ما فقط اینه که لبمون رو گاز بگیریم.تو اون جامعه است که به قول گنجی فضای قدرت اونقدر کدر و تاریکه که هیچ کس اونجا رو نمی بینه و این تاریکی همین طور بیشتر می شه!