حتماً شما با برهان دفع خطر احتمالی آشنا هستید.
این همه پیامبر در طول تاریخ آمدهاند و به شما در مورد خطر هشدار دادهاند.تلاش برای دفع خطر هیچ ضرری ندارد.
این برهان بر پایه امید ریاضی بین دینداران و بیدینان است. در این برهان از احتمال استفاده شده. احتمال هم وقتی استفاده میشود که ابزار و اطلاعات کافی و مناسب تصمیم گیری نداریم. این بر هان شاید به نوعی آخرین تیر ترکش خداباوران باشد. پر از یاس و ناامیدی… .
کسی که خدا را باور ندارد و برهانها را با فکر محک میزند هیچ برهانی برایش ساده تر و خندهدار تر از این برهان نخواهد بود. فرض میکنیم هیچ اطلاعاتی در مورد وجود یا عدم وجود خدا نداریم. در این برهان یا خدا هست یا خدا نیست. یعنی هر دو احتمالی برابر و مساوی 1/2 دارند. فرض میکنیم دیندارها ادعا دارند که در این دنیا از زندگی لذت (از دید خودشان) میبرند و بیدینها هم همینطور. اما در آن دنیا ( اگر باشد) دینداران به لذت ابدی میرسند . بیدینان مجازات میشوند. پس تا اینجا حساب میکنیم:
دینداران: یک عمر لذت+یک زندگی ابدی با لذت
بیدینان: یک عمر لذت+ یک زندگی ابدی مجازات
اما نه! صبر کنید. چه کسی گفته در آن دنیا دینداران لذت میبرند. چه کسی گفته خدا وجود دارد؟ ما فرض را 1/2 حساب کردیم. پس 50٪ وجود دارد و 50٪ وجود ندارد. احتمال وجود این دنیا 1 است و آن دنیا 1/2. این زندگی ابدی با مجازات از دید دینباوران است. فردی که به خدا ایمان ندارد به آن دنیا هم ایمان ندارد. پس قسمت دوم قضیه از بین میرود. پس خداناباوران دنیا را با احتمال یک دارند. و لذتهای دنیوی را درک میکنند. و خدا ناباوران دنیا با احتمال یک را رها میکنند( چون از لذتهای معمول و متداول دنیا محرومند) تا دنیای دیگر با احتمال 1/2 را به دست بیاورند.
حالا از بعد دیگری به این قضیه نگاه میکنیم،
فرض کنیم میخواهید از کوچهایی رد شوید و فرد دروغگویی به شما میگوید که کسی در کوچه در کمین شماست تا شما را بکشد.
احتمالاً از کوچهای دیگر رد میشوید. حالا این همه پیامبر آمدهاند و در مورد آن دنیا هشدار دادهاند. حرف آنها را باور نمیکنید؟ روش زندگیایی که پیامبران گفته اند روش بدی نیست. اگر آن دنیایی نباشد لااقل در این دنیا پاک زندگی کردهاید، و اگر آن دنیای هم باشد که دینباوران بردهاند. اما به چه قیمتی؟
فردی در خیابان جلوی شما را میگیرد و میگوید شما دارای بیماری خطرناکی هستید و باید دست راست خود را قطع کنید. قطع میکنید؟ این هم خطر احتمالیست!
حالا به یک صورت دیگر، دارید از تشنگی میمیرید و آبی در کنار شماست. فردی به شما میگوید این اب سمی است. چه کار میکنید؟ آیا زنده ماندن را انتخاب میکنید با مردن؟ آیا آب را میخورید تا نمیرید؟ آیا آب را نمیخورید چون سمی است و از تشنگی میمیرید (با احتمال 1/2) ؟ در این جا بحث تصمیم گیری به میان میاید.
شما حرف یک دانشمند را قبول دارید یا یک بیسواد در قرنها قبل؟
شما به عقل خود اطمینان دارید یا به نوشتههای یک کتاب؟
شما به آنچه سالها در ذهنتان فرو کردهاند باور دارید با خودتان تصمیم میگیرید؟
تصمیم گیری با شماست. برای شما هیچ چیز درست تر از تصمیمی که میگیرید نیست.
لینک زیر را هم یکی از دوستان لطف کردند در نظرشان معرفی کردند. مطالعه بکنبد بد نیست.
نظریه تصمیم گیری پاسکال در مورد اعتقاد به خدا




19 comments
Comments feed for this article
03.25 2008 روی 12:04 ب.ظ
باران
چه تلاشی می کنی برای این که بی دینی رو به اثبات برسونی!به نظر من اگر کاری رو خود آدم درست میدونه باید انجامش بده و احتیاجی به اثبات نداره….
03.25 2008 روی 12:38 ب.ظ
ارمیا
ترجیح می دم توری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مردم بفهمم نیست……… تا اینکه توری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مردم بفهمم هست . . . . . . !
03.25 2008 روی 12:40 ب.ظ
مسعود
عقل به تنهایی برای زندگی کافی است
هر کسی می تواند خوب و بد رااز هم تشخیص دهد به شرطی که خود بین و خود پسند نباشد
انسان باید خود را بشناسد
جهانی که در آن زندگی می کند را بشناسد
بعد از آن درباره این مسایل نظر بدهد
فلسفه بافی از جانب کسی که هیچ چیز درباره فلسفه نمی داند درست مثل عمل جراحی مغز توسط یک بی سواد یا حتی مثلا یک متخصص قلب است
نتیجه را می توانی با عقل خود بسنجی
بحث دین یک مسئله ی ساده است
هر کسی که خدایی را قبول داشته باشد و اعتقاد به دنیایی دیگر داشته باشد دین دارد
به همین سادگی
که آن را هم با عقل میتوان فهمید
مشکل افراد کوته فکر این است که به دنبال علت هستند نه دلیل و فرق میان این دو را نمی فهمند
03.25 2008 روی 1:26 ب.ظ
مهندس خسته
یهو پس یگو نماز هم نمی خونی دیگه؟
ای بابا
03.25 2008 روی 2:31 ب.ظ
آتوسا
عجالتا این “بر هان” های رو تصحیح کن. فعلا مهمان داریم! بعدا می خوانم و می نظرم
03.25 2008 روی 3:09 ب.ظ
نهيق
عزيزم
درك بودن خدا آسانتر از اين حساب وكتابي است كه تو ميكني
با خدا بيشتر ميتوان لذت برد
تو فكر ميكني بيخدا بودن لذت بخش است
در صورتي كه تو هنوز جوان هستي و در پايان عمرت به چيزي ميرسي كه ديگر دير شده است
زيباترين لحظه عمر عبادت جوان هست
عزيزم خدا حتما وجود داردو تو را بيهوده نيافريده است
03.25 2008 روی 6:39 ب.ظ
پلنگ صورتی
خوبه. گام مثبتیه در راه آگاهی بخشی به انسان ها (دست کم ضعف براهین اثبات خدا رو نشون می ده) با اجازه این مقاله رو معرفی کردم به Stumbleupon اینم لینکش:
http://www.stumbleupon.com/demo/#url=http://mychamber.wordpress.com/2008/03/25/there-is-nothing-2/
03.25 2008 روی 8:00 ب.ظ
parkande
برهان درستی برای وجود خدا نیست ! بی خداهای زیادی رو دیدم که به وجود دنیا های دیگه حتی بعد از مرگ معتقد بودند و حالا حوصله بحث ائیسم و ائیست بازی ندارم ! مثال کوچه هم ضعیف است واقعا خودتان نخندید به این مثال ؟
به این دوست شما که گویا سن و سالی از ایشان گذشته ! عرض می کنم که آری در پیری جسم ، انسان محتاط تر می شود و بنا به همین قول کوچه شما به خدا نیازمند شده که کارهایی که کرده و نکرده را از فرط وابستگی برای عدم وابستگی سرو سامان دهد ! و کارش در این دنیا تمام شده جای امنی برای ان دنیایی خیالی درست کند ! درواقع از سر بی کاری به یاد پر کردن خلا روحی می افتد! به قول شما فایده ندارد به قول من هم اهمیتی ندارد .. اما بی خدا هم می توان لذت برد ! به راحتی و راحت تر از شما .. اینکه چه کسی لذت بیشتری خواهد برد ربطی به وجود خدا ندارد ! پرت شده اید از موضوع …
نهایتا چند کلمه ای از ذهن افتاد … بدرود
03.26 2008 روی 2:11 ق.ظ
امير
بابا تو هنوز موندی خدا هست یا نه؟!!دمت گرم بابا…کافی 360 درجه دور خودت بچرخی
03.26 2008 روی 7:12 ب.ظ
هومن
عیدت مبارک؛ با تاخیر 6 روزه!
لذت میبریم از نوشته هایتان
03.26 2008 روی 9:02 ب.ظ
سالومه شایگان
بيشتر از اينکه برهان باشند، معماهايي خنده دار براي سرگرم کردن کودکان است.
اين جنابي هم که گفته نماز خيلي خوبه و اينا خوبيش رو به ما هم بگه شايد فرجي بشه !
ارادت مند.
03.27 2008 روی 1:20 ق.ظ
امیروو
i am alittle confused
!
03.27 2008 روی 4:47 ب.ظ
شکوفه
rafti sarbazi emi? kafsha
03.27 2008 روی 8:56 ب.ظ
آتوسا
ببین! کلا بی خیال!
بعد تو نماز نمی خونی؟
چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
بعد چرا نمی آپی؟
هاننننننننننننننننننننننننننن؟
بعد انگار قرار بود نظر بدم درباره نوشته بالا:
کلا ممنون جناب دموکرات: “تصمیم گیری با شماست. برای شما هیچ چیز درست تر از تصمیمی که میگیرید نیست”
03.27 2008 روی 9:23 ب.ظ
مجید
پست خوبی بود. منتها تعداد مشکلات این برهان (شرط پاسکال) از این چیزهایی که بر شمردی خیلی بیشتره.
این لینک رو چک کن:
http://en.wikipedia.org/wiki/Pascal%27s_Wager
نکته ی جالب اون آدمهایی هستن که فکر میکنن همچین برهانی نتیجه اش اعتقاد واقعی میشه.
خوش باشی.
ممنون دوست من. من با این مغز تعطیل به یک همچین چیزهایی رسیده بودم. امیدوارم دوستان هم مطالعه کنند
03.28 2008 روی 4:47 ب.ظ
aria
بزرگوار.
من هم عین خود شما اعتقادی به این مسائل ندارم و خیلی از این چیزهایی که شما مطالعه کردی رو هم مطالعه کردم. با هدف کلی ای که این مطلبت هم دنبال میکرد خیلی هم موافقم اتفاقا!
اما مسئله اینجاست که مباحث ریاضی و احتمالی که مطرح کردی از بنیان غلط اشتباه هستند.
هیچ ربطی هم به من نداره. بحثی هم نداریم بکنیم. فقط چون گذرت به وبلاگم افتاده بود، گفتم بدانی.
03.29 2008 روی 11:27 ق.ظ
skepticist
آخیش بالاخره یک بلک متالر … دیگه داشتم از دیدن پیچ های وردپرس ناامید می شدم ….
04.12 2008 روی 7:37 ب.ظ
امین ثابتی
جالب نوشتهای بود! ولی کمی گنگ بود. باید بشینم این نوشتهات را چند بار بخوانم!
06.19 2009 روی 5:52 ق.ظ
نیما
ساختگی بودن این برهانها از کودکی چنان برایم روشن بوده که هرگز درباره راههای علمی اثبات یا انکار موجودی به نام خداوند کنجکاو نشدهام. ولی حالا که شما تا این حد در عمق این موضوع پیش رفتهاید لازم میدانم اشتباهی را که در یکی از استدلالها متوجه شدم گوشزد کنم.
نوشتهاید:”فردی در خیابان جلوی شما را میگیرد و میگوید شما دارای بیماری خطرناکی هستید و باید دست راست خود را قطع کنید. قطع میکنید؟ این هم خطر احتمالیست!”
در صورتی که اصل برهان دفع خطر احتمالی را اینگونه نقل کردهاید:”این همه پیامبر در طول تاریخ آمدهاند و به شما در مورد خطر هشدار دادهاند.تلاش برای دفع خطر هیچ ضرری ندارد.”
در این برهان به “بیضرر بودن تلاش برای دفع خطر” تاکید شده است ولی “قطع کردن دست” بیشک عملی مضر است. بنابر این نمیتوان با این استدلال با برهان مورد بحث مقابله کرد. باید از استدلال دیگری استفاده شود که به طور مثال نشان دهد “تلاش برای دفع خطر” که همانا پیروی از دستورات خداست میتواند انسان را از راحتی و لذات بسیاری در زندگی محروم کند و زحمت زیادی به او تحمیل کند که این در قیاس با زندگی انسان بیخدا نوعی “ضرر کردن” است. (فقط به عنوان مثال)
لینک به “قمار پاسکال” هم کار خوبی بود. متشکرم.