اکثر اوقات اسکل بودن خوب است. البته نه آن اسکلی که شما فکر میکنیدها!! نه آقا! این که بقیه فکر کنند شما شوت هستید، تعطیل هستید. یا به زبان ساده تر اسکل تشریف دارید. میدونید چرا؟ چون انتظار زیادی از شما ندارند. یا فکر میکنند شما نمیفهمید. اما شما یواشیکی میفهمید و به انها نمیگویید. آنها هم چنان فکر میکنند شما نمیفهمید و شما میفهمید و هم چنان تظاهر میکنید که نمیفهمید.
حالا چرا؟ در این موقعیت شما یک گام در بازی جلو تر هستید. دست حریف برای شما رو شده اما حریف نمیداند. البته اگر زرنگ باشید و درجه اسکلیت را بالا ببرید موفق تر خواهید بود. یکی دیگر از مزایای این روش این است که کم کم شاید باورتان اسکل هستید. ان وقت آنچنان در این نقش فرو میروید که به خوبی از عهده همه چیز برخواهید آمد. یکی دیگر از تاکتیکها، این است که چیزی را به روی خودتان نیاورید. انگار که در باغ نیستید. یا نمیفهمید یا یه چیز تو این مایهها.
کار دیگر اینه که وقتی با یک سوتی مواجه میشوید (هر چقدر هم عمیق و حیاتی) هیچ چیز را به روی خودتان نیاورید. دیگر همه باور میکنند شما واقعاً اسکل/تعطیل/شوت/مشنگ/خنگ/کند ذهن/… هستید.
لذت بزرگی که این کار دارد این است که طرفتان در مورد چیزهای که شما میدانید و او فکر میکند نمیدانید برای شما حرف بزند یا در مورد حقیقتی که شما میدانید به شما دروغ میگوید. شما ته دلتان میخندید. در این جاست که معلوم میشود اسکل واقعی کیست.
این روش اکثراً در رابطه با بانوان گرامی کاربرد دارد. البته این بانوان بسیار زرنگ هستند و پشت قیافه شاید زیبای آنها یک ماشین مهیب جنگ است. خودتان را اماده کنید. دوستان پسر هم که نیاز به این ژان گولر بازیها ندارند و تمام مشکلات با 4 تا فحش حل میشوند.
البته ممکن است واقعاً باشید. تا حالا از این زاویه به قضیه نگاه کردید؟




7 comments
Comments feed for this article
03.23 2008 روی 10:48 ب.ظ
سالومه شایگان
بهلول.
03.24 2008 روی 7:18 ق.ظ
melpomene
بله چیز خوبیه این اسکلی. بذار کسی انتظاری نداشته باشه.
03.24 2008 روی 9:35 ق.ظ
آتوسا
چه جالب!
جدا؟
نه؟
چرا آخههههههههههههههه؟
03.24 2008 روی 10:26 ق.ظ
باران
آره بابا فکر کرده بودم!
03.24 2008 روی 11:00 ق.ظ
امیروو
ااا نمی دونستم بهش میگن اسکل بازی! چند باری بهم گفته بودن فک کردم مودبانه یه حرفیه! چه خوب!!(;
03.26 2008 روی 9:04 ب.ظ
تراموا
آی گفتی!
03.30 2008 روی 6:21 ب.ظ
sunmehr
من به خدا اعتقاد ندارم اما نه بر اساس ریاضی ( امار و احتمالات).بحث خدا صرفا بحث بر سر وجود یا عدم وجود یک پدیده نیست. بحث بر سر مفاهیم عمومی است، بحث بر سر هستی و قوانین هستی است و این را صرفا بر اساس یک علم معین نمیتوان ثابت کرد. بحت خدا یک بحث فلسفی است چرا که بی واسطه ما در باره قوانین عمومی هستی صحبت میکنیم. البته در فلسفه مت از علم هم استفاده میکنیم. اما خود علم به تنهایی کلفی نیست.