(شما از وسط یک مکالمه وارد شدید)
(روز/شب-داخلی/خارجی این مکالمه ابدی است و همیشه یک گوشه دنیا اتفاق میافتد)
-(فرد بیخدا با قدرت ) بین من میگم خدا وجود نداره!
-( فرد با خدا با لحنی دلسوزانه) آخه عزیزم مگه میشه؟ خدا چیزیه که همه چیز اونو اثبات میکنن! عقل، منطق، فطرت انسان… اصلاً خدا یک نیازه.
-!!!
- ( با قیافهای بسیار منطقی) ببین من الان برات ثابت میکنم. تو میتونی تصور کنی جهان آفرینندهایی نداشته باشه؟ خود به خود به وجود اومده باشه؟
- (بیحوصله) خوب! چیمیخوای بگی؟
- (با حوصله)هر چیزی آفرینندهایی داره، دلیلی داره…
- (عصبانی) چه نتیجهایی میخوای بگیری؟
- ( با قیافهایی ابلهانه)حتی خیلی از چیزهایی که تو دور و برت میبینی آفریننده/دلیل داره!
- ( در حالی که موهایش را میکند)مرتیکه … تو مارو … نتیجتو بگو!
(بنا به دلایل امنیتی، تربیتی،ارشادی، اسلامی و بشر دوستانه چند سطر این وسط حذف شد)
-(سرشار از پیروزی و منطق) آفریینده این دنیا هم خداست!
-(با قیافهایی که انگار تازه حقیقتی را کشف کرده)
!!!!
من چرا تا الان نفهمیده بودم؟
یعنی من یک عمر در جهالت بودم و تو منو روشن کردی؟
دستت درد نکنه من قانع شدم.
برم نماز بخونم…
حتماً آن دسته از افرادی که به خدا ایمان ندارند و یا حتی وجودش را منکر میشوند تا به حال با دینداران بحث کردهاند. و با برهانهایی روبرو شدند که به ظاهر درست هستند، اما فرد خداناباور میداند و حس میکند که این برهانها غلط هستند اما توانایی رد آنها را ندارد. برهان بالا هم یکی از این برهانهاست. اینبرهان،(برهان علیت) برهان خیلی سادهایی است و بسیار کاربرد دارد. اما بسیار راحت میشود ردش کرد.
ما همیشه عادت داریم چیزها علت داشته باشند. و این را به همه چیز تسری میدهیم و برای اثبات چیزی استفاده میکنیم که علتی ندارد.یعنی از این برهان برای اثبات ناقضش استفاده میکنیم. ما به نوعی برای فرار از تسلسل علل به چیزی به نام خدا پناه میبریم که اگر علتی داشته باشد دیگر خدا نیست، چون ان علت خداست. و اگر علتی نداشته باشد، یعنی چیزهایی هم هستند که بدون علت میتوانند باشند. یکی از فرضهای نهفته در این برهان هم تسری بخش بودن علت دار بودن چیزهاست( یا همان جهان شمول بودن علیت).
این چیزی است که به ذهن من رسید و شاید هم غلط باشد. امیدوارم نظرات شما را در این مورد بخوانم.




20 comments
Comments feed for this article
02.23 2008 روی 10:42 ب.ظ
shakiba
bebinam shoma kami ta ghesmati filsoof tashrif dari?;)
02.24 2008 روی 10:12 ق.ظ
شکفته
کوشی؟
02.24 2008 روی 10:41 ق.ظ
پاپک
اونی که ادعا میکنه چیزی وجود داره باید اثبات کنه وجود داره نه من که ادعایی در مورد وجود ندارم!
02.24 2008 روی 1:30 ب.ظ
سالومه شایگان
فصل 3 کتاب “پندار خدا” را که به ياد داريد ؟ همون !
02.24 2008 روی 6:28 ب.ظ
رضا عظیمی
1-ببین من تازه دست از این بحث محثا کشیدما، دوباره منو نکشون تو این گود اعصاب مصاب نرررررررررررم …داری منو ؟
2-فکر کنم هممون باید بیشتر کتاب بخونیم، هم اونایی که بعضی چیزارو قبول دارند چه اونایی که ندارند..چون قبل تر از ماها آدم های زیادی بودند که همین بحث ها رو با هم کردند ، ما اولین کسانی نیستیم که هستی رو کشف کردیم.
3-همه فلاکتمون تموم شد موند این ببینیم تو پنت هاوس طبقه هزارم آسمون کسی هست یا نیست؟ بی خیال ..حالیته؟
02.25 2008 روی 11:09 ق.ظ
shakiba
D; moshakhase az esme bloget… my!! chamber!! kidding u know i like ur blog
good luck
02.25 2008 روی 11:51 ق.ظ
ermyia
باز هم خوشحالم که در دادگاه عدل الهی ، عدلش را قبول نکردم و از آستانه اجبار نیز شادمانه و شاکر خواهم گذشت…
چنین زیسته ام من:
جنگجوی خون آشام خدایان آتن و اورشلیم….
02.25 2008 روی 4:27 ب.ظ
ميرزا بنويس
در كل اين برهان نظم و برهان عليت مهمترين سلاح هاي خداپرستان هستند.
02.25 2008 روی 7:40 ب.ظ
باران
من نه تنها از اون راه! بلکه از طریق منطق ریاضیات هم میتونم وجود خدا رو اثبات کنم!
خوشحال میشم این کار رو بکنید.
02.25 2008 روی 7:44 ب.ظ
باران
سرعت شما در جواب دادن به کامنت قابل تحسینه!
در اولین فرصت انجامش میدم!
02.25 2008 روی 8:37 ب.ظ
تراموا
باز گیر دادی به خدا تو؟
مناظرهی یه دیندار با یه بیدین با تقریب خوبی احمقانهترین اتفاق دنیاس؛ حرفهای رد و بدل شدهشون هم مزخرفترین حرفها!
02.26 2008 روی 1:22 ق.ظ
پوچ
راههای زیادی رو اهل دین برای اثبات خدا آوردن ولی به نظر من اگع کسی بخواد وجود خدا رو قبول کنه به هیچ کدوم اینها نیاز نداره و اگه هم کسی نخواد قبولش کنه بهترین و قویترین دلایل رو هم که بیاری باز انکار می کنه…
اینا رو بی خیال منچستر رو عشقه
02.26 2008 روی 5:51 ق.ظ
پلنگ صورتی
تو فیلسوف هم بودی و ما نمی دونستیم؟! لذت بردیم از این نوشتۀ دل دشمن شاد کن و مزدورانه و با تو احساس هم فکری می کنیم. البته تصور می کنیم برای رد یا اثبات وجود خدا بشه به برهان های دیگه ای هم متوسل شد.
02.26 2008 روی 5:56 ق.ظ
پلنگ صورتی
اهه… آقا ببخش که لینکت نکردم. هیچ حواسم نبود و الان که لینک خودمو اینجا دیدم یه سر به وبلاگم زدم و دیدم خبری ازت نیست. روم سیاه
02.26 2008 روی 8:44 ب.ظ
شهاب
الو سلام …, آخراشو کامل نخوندم فکر کنم می خواستی بگی کی گفته که هر چیزی باید دلیلی داشته باشه در نتیجه برهان علیت غلطه هان ؟ این بود؟ اگه این بود که باید بگم خود این جمله که هر چیزی دلیلی داره هم اثبات داره که من بلد نسیتم.در ضمن با شماره ی 2 ی رضا عظیمی هم موافقم.
02.27 2008 روی 10:27 ق.ظ
ناشناس
عزيز من چرا زور مي گيد به بنده خدا
با سواد تر از ما ها قبلا اين برهان را رد كردن
اگه رياضياتتون خوبه مي تونيد از استقرا رياضي استفاده كنيد
يه دليل خيلي ساده اينكه
اگه بخواهيم در مورد قانون عليت بحث كنيم بايد بگيم كه هر چيزي در اين دنيا علتي دارد كه جزيي از اين دنياست پس اگر به همين ترتيب پيش بريم اگر خدا علت دنياست پس اگر هم جزيي از آن نيست مسلما داخل اين دنياست!
حال اگر خدا داخل اين دنياست پس يا ماده است يا انرژي! پس شامل مرور زمان مي شود! پس از بين مي رود! پس خدايي وجود ندارد!
راستش اين است كه برهان را براي بچه هاي مكتب ساخته اند براي اين حرفها هم جواب محكمي وجود دارد بنابراين اگر مي خواهيد راجع به اين چيز ها سوال كنيد چرا سراغ آدم هاي باسواد نمي رود ( حالا نه لزوما آخوند)
براي مثال مي توانيد به قسمت نظرت اين صفحه مراجعه كنيد.
http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/593
03.1 2008 روی 12:35 ب.ظ
سو سو
برای رد یا اثبات خدا بنظرم نباید با دلایل ریاضی یا علوم متداول اثبات یا رد قضیه ای استفاده کرد دلیلم هم اینکه اگر قرار بود جواب بده تا الان یا قطعا” اثبات شده بود یا رد شده بود مثل قضیه فیثاغورس یا خیلی قضایای دیگه چون هستی قوانین پیچیده ای داره که البته برای کسی که با هستی اتصال داشته باشه درکش ممکنه.
به نظرم باید بهش به عنوان یک اصل نگاه کرد چیزی که اثباتی نداره ولی تعیین کننده روند اصلی زندگی انسانه. باید دید که تو میتونی باورش کنی یا نه در تو احساس ایمان و امنیت ایجاد می کنه یا حماقت و ساده لوحی کودکانه؟! اگر باور به وجودش بهت جواب می ده چرا که نه!!!! چرا اصرار داری چیزی رو اثبات کنی؟؟؟ اگر هم قانعت نمی کنه و حس حماقت بهت دست میده خوب قبولش نکن و نگران بعدش هم نباش چون قبول نداشتنش فقط زندگی این دنیا رو سخت تر میکنه….
چون دیگه یه پدر حامی و در عین حال تنبیه کننده نداری که بهش تکیه کنی و همه چیزو گردنش بندازی!!!! مجبوری مسئولیت زندگیت رو خودت به تنهایی بر عهده بگیری! مجبوری بزرگ شی و حقیقتا” روی پاهای خودت بایستی! و این سخت و ترسناک و گاهی کشندست. برای همینه که تغریبا” همه دوست دارن یه خدایی داشته باشند…
اما از بحث خدا مهمتر دینه “دین” تایین کننده و جدا کنندس به نظرم مواجه با دین خیلی ضروری ته.
03.14 2008 روی 2:33 ب.ظ
سروش
مشکل اصلیش همینه دیگه… یارو میگه هر چیزی علت داره و همه ی علت ها به علت العلل می رسن. اولا که تو همه چیز رو در یه زنجیر علت ها می بینی. رو چه حسابی این زنجیر علت و معلولی رو وقتی می رسی به خدا قطع میکنی. دوما از این هم که بگذریم اصلا فرض کنیم علت العلل هم داریم . رو چه حسابی میگی این علت العلل همون خدای الله است.
( با شما نبودما ااا با اون یاور که گفتی بودم)
03.15 2008 روی 1:53 ق.ظ
lifeb4death
به هر حال هر چیزی علت داره … اما برداشت شخصی من اینه که معتقدین دو جا اشتباه میکنند؛
1- اینکه اگر مسالهیی رو بشه به نحوی موجه توضیح داد پس حتمن این توضیح حقیقت داره.
2- قاطی کردن مفهوم علت و آفریننده.
در مورد دومی دوست دارم اضافه کنم که حتی پذیرش وجود یک دلیل نهایی که خود به خود به وجود آمده کمکی به اثبات وجود الله،GOD،اهورامزدا یاچیزهایی شبیه به اون نمیکنه. در واقع مشکل از اونجا شروع نمیشه که یک علت اولیه رو برای پیدایش هستی متصور میشیم بلکه از اونجا شروع میشه که با فرض وجود چنین نقطهی آغازینی به اون صفتهایی نسبت میدیم و در واقع اون رو صاحب شخصیت میکنیم. این اشتباهیه که به نظر من در کیفیت زندگی انسان موثره و به همین دلیل بحثهایی از این قبیل نه تنها وقت تلف کردن نیست بلکه هر از گاهی لازمه. به شرطی که این بحثها ما رو از رویدادهای عینی و روزمرهی زندگیمون نندازه و دوم در محیطی انجام بشه که احترام،هوش و اخلاق آدمها رو به خاطر بحث زیر سوال نبریم.
به نظر من از مهمترین ویژگیهای خطرناکی که ما به خدا نسبت میدهیم قادر بودن حکیم بودن و عادل بودن و گاهی هم بخشنده بودنه. گرچه پذیرش این موضوعات زندگی باعث آرامش و تسهیل زندگی شخصی میشه اما در مورد زندگی اجتماعی باعث بیمسوولیتی و بیاخلاقی میشه.
در مجموع من عقیده دارم رفتار معتقدین با بیاعتقادها در بیشتر موارد فرق نداره چراکه عامل تعیین کننده رفتار ما خدا نیست. بنابراین اصرار بر ترویج بیخدایی خیلی هم جنبهی فوری و حیاتی نداره. اما وقتی که از خدا به عنوان توجیهکنندهی برخی واکنشها یا بالعکس برخی چشمپوشیها و واکنش نشون ندادنها استفاده میکنیم میتونه برای خودمون و افراد دور و برمون مضر باشه. به هر حال از اونجایی که زندگی خیلی کوتاهه و و ما هم ناخواسته و برای یک بار طعم زندگی رو میچشیم گرفتن چنین حامی بزرگی از افراد بدیهایی هم داره چراکه اساس این دنیا اصلن بر روی انصاف نیست و زندگی حقیقتن میتونه سخت باشه. به نظر من در برخی شرایط گرفتن خدا از افراد کاملن کار اشتباه و احمقانیه. کما اینکه کرختی و منگیه دارو برای کسیکه در حالت عادی باید درد سخت بیماری رو تحمل کنه مناسب تره. ما باید مراقب هم باشیم چون فقط خودمون میتونیم برای خودمون کاری بکنیم.
07.8 2008 روی 7:12 ب.ظ
پسر دایی جانم! « KGMN
[...] جناب “اطاق من” تا جایی که من شناختمش بچه با حالیه! متفکر و یه جورایی پاسکالیه برای خودش! یه سری نوشته داره با تگ [...]