کشتن یک لذت بی‌واسطه است. من نمی‌دونم این مطلبی که می‌خوام بگم رو چه جوری بگم. من خیلی دوست دارم کشتن رو تجربه کنم. یک کارگردان دانمارکی فکر کنم گفته بود که هدفش از فیلم سازی انتقال یک احساس‌ه. حالا چه احساسی؟ الان بتون می‌گم. گفته بود فکر کنید مدت‌ها با یک نفر دوستید . ناگهان بتون می‌گن که این آدم یک قاتل‌ه، یک نفر رو کشته. چه احساسش بتون دست می‌ده؟ ناگهان دید شما نسبت به اون عوض می‌شه.
این احساس این که یک نفر رو کشتید یا زندگی یک نفر دست شماست خیلی احساس قدرتمندیه. فکر کنید تحت شرایطی به شما می‌گن یک نفر رو به انتخاب خودتون و به روشی که دوست دارید بکشید. هیچ کس هم نخواهد فهمید و مجازاتی هم در کار نیست. چه می‌کنید؟ من می‌خوام یک لحظه رو تجربه کنم. اون لحظه‌ایی که می‌خوام تصمیم بگیرم بکشم یا نکشم. ماشه رو بکشم یا نکشم… خیلی لحظه عجیبی باید باشه. اون لحظه خدای اون فرد منم. من تصمیم می‌گیرم زنده بمونه یا نه.
دوست دارم بعدش با خودم روبرو بشم، جدا از تصمیمی که گرفتم. چرا؟
ما وقتی گرسنه هستیم و غذا می‌خوریم علاوه بر ارضای یک نیاز جسمی لذت هم می‌بریم.. اما من منظورم حسی‌ه که فقط لذت‌ه. حالا کشتن رو در نظر بگیرید. هیچ نیاز جسمانی‌ای رو ارضا نمی‌کنه. فقط یک احساس خالص‌ه (حالا من کار ندارم چه احساسی، خوب یا بد ).
نمی‌دونم اون چیزی رو که می‌خوام بگم متوجه شدید با نه. من من می‌خوام احساس گرفتن جان یک موجود زنده‌رو تجربه کنم. البته شاید الان که دارم می‌نویسم به این راحتی بگم… شاید فقط گفتنش راحت باشه.
کشتن بده یا گرفتن حق حیات؟ آیا می‌شه این‌ها رو از هم تفکیک کرد؟ روزانه موجودات بسیاری کشته می‌شن. پس چرا کشتن انسان بده؟ آیا به صرف این که یک نفر کسی رو کشته ما هم باید بکشیمش؟ چرا؟ چون یک نفر رو کشته و حق حیات رو ازش گرفته یا چون قواعد اجتماعی رو زیر پا گذاشته؟ آیا ما می‌تونیم راجع به ادامه حیات کسی که یک نفر رو کشته تصمیم بگیریم؟ پس چه فرقی با اون داریم؟ جداً تا حالا فکر کردید چرا کشتن بده؟ فرض کنید در جامعه‌ایی قتل کار بدی نیست. چه‌ اتفاقی می‌افته؟ می‌تونیم درک کنیم؟ تا حالا فکر کردید چرا ما کسی رو نمی‌کشیم؟ چون خلاف قوانینه؟ چون کار بدیه؟
چرا خودکشی کار بدیه؟ وقتی یک نفر خودشو می‌کشه به هیچ کس آزار جسمانی نمی‌رسون.. خودشو از ادامه زندگی محروم می‌کنه. آیا این جرمه؟ گناهه؟ به دنیا آمدن ما که دست خودمون نیست، مرگ هم دست ما نباشه؟
برگردیم به بالاتر. من می‌گم مجازات کسی که یک نفر رو کشته مرگ نیست. چون ما نمی‌تونیم تو اون لحظه‌ایی که اون تصمیم رو گرفته باشیم و بفهمیم چرا این‌کار رو کرده. البته تمام این‌ها نسبی هست. حالا از یک دید دیگه نگاه می‌کنیم.
یکی از دوستان، آشنایان یا فامیل ما توسط کسی به قتل رسیده. ما چه احساسی داریم اون موقع؟ تمام این چیز‌هایی که گفتم شعری بیش نخواهد بود. اگر بتونیم خودمون می‌کشیمش. چرا؟ با کشتن اون فرد چه چیزی درست‌ خواهد شد؟

کشتن پدیده‌ایی بسیار عجیب و قابل تاملیه…