دوستی من رو به بازی دعوت کرده منم که میمیرم واسه بازی!!

خودتو معرفی کن:

من Mychamber می‌باشم. اون سبزه اون بالا

فصل و ماه مورد علاقه:

من به بهار علاقه دارم اما نمی‌شه اینو نگفت که هر روزی که آفتابی باشه من یه آدم دیگه‌ایی می‌شم. کلاً فصل مورد علاقه من فصل آفتابیه.

رنگ:

سیاه

غذای مورد علاقه:

من تا الان یادم نمیاد که غذایی رو نخورده باشم. اما عاشق مرغ سوخاری اسپایسی و سیب زمینی به هر صورت هستم. آبگوشت هم که سالاره! غذا رو هم باید با مقدار زیادی فلفل خورد که تا دو روز بعدش وایسی.

موسیقی:

فکر کنم کسایی که وبلاگ منو می‌خونن تا حدودی می‌دونن. من موسیقی ایرانی گوش نمی‌دم.pop و rap هم خوشم نمیاد، البته غیر از معدود آهنگ‌ها و خواننده‌ها که به انگشتان دو دست هم نمی‌رسن. متال و راک را عشق است.

بزرگترین قولی که تا حالا دادی:

این که آدم بشم

ناشیانه ترین کاری که انجام دادی:

پرتاب سه‌چرخه از طبقه چهارم به پایین در 3 یا 4 سالگی برای کشف جاذبه!

بهترین خاطره:

تمام خاطرات من خوب هستن. من سعی می‌کنم حتی خاطرات بدم رو تبدیل به خوب بکنم. الان به خیلی از وقایع بدی که برام اتفاق افتاده به دید یک چیز جالب و لذت بخش نگاه می‌کنم. اما بهترین خاطرم اینه که من و دوستم رو به خاطر با دختر بودن دستگیر کردن و ما هم 3 روز بازداشتگاه بودیم. یک حالی داد!! انقدر در جمع اراذل و اوباش محترم خندیدیم و کسب فیض کردیم که نگو. بسی ما را خوش گذشت.

بدترین خاطره:

ندارم یا یادم نمیاد یا بش فکر نمی‌کنم.

دوست داری کی‌رو ملاقات کنی:

یه دختره رو که نمی‌دونم کیه! آخر این کوله بار عشقم را سگ هم نخواهد برد.

کی رو دعا می‌کنی:

من دعا نمی‌کنم

موقعیت شما در 10 سال آینده:

یک فوق لیسانس بیکار سربازی رفته که دنبال کار می‌گرده و دیگه اینکه اگه جون بکنیم با دوستان یک گروه موسیقی داریم.

من هم چند نفر رو دعوت می‌کنم. دو تا رو مدتی که با وبلاگشون اشنا هستم و بقیه تازه باشون آشنا شدم. در ضمن می‌تونید فبول نکنید و بگید به دمپایی‌هام! (اون لنگه)

مینیمال‌های من و مونولوگ‌های من و دیوانه و لوکادیم و snapshot.